زبان و ادبیات فارسی در مغرب


این وبلاگ به بررسی وضعیت زبان و ابیات فارسی در کشور مغرب می پردازد

 

 

جاﻳﮕﺎه زبان و ادب فارسى در مغرب

                                               

                                                               دکتر أحمد موسى[1]

 در آمد :

  حضور زبان فارسى امروزه در کشور مغرب ﭼﺸﻤﮕیر است، و تدریس آن در اغلب داﻧﺸﮕاه هاى مغرب صورت مى ﭘذیرد. و این امر نشانه عمق قرابتهاى فرﻫﻨﮕﻰ و ﭘیوﺳﺘﮕﻰ هاى تاریخى دو ملّت مغرب و ایران است که با تلاشهاى ﺧﺴﺘﮕﻰ ناﭘذیر ادیبان و مورّخان و اندیشمندان دو کشور مى تواند به عنوان سرمایه ارزشمندى جهت توسعه شناخت دو ملّت از یکدﻳﮕﺮ و ارتقاى سطح مناسبات فرﻫﻨﮕﻰ-علمى، سیاسى و اقتصادى... دو کشور عمل نماید. در این راستا و به همّت استادان مشتاق مغربى و علاقه شدیدشان به زبان و ادب فارسى، در حال حاضر این زبان شیرین و ادبیات غنى اش در بیشتر داﻧﺸﮕاه هاى معروف و معتبر مغربى به بیش از صدها دانشجو و زبان آموز تدریس مى شود.

   ﻧﮕارنده در مقاله حاضر سعى دارد ﮔوشه هاى این حضور را از طریق تقدیم ﮔزارشى جامع و مختصر دباره زبان و ادبیات فارسى در داﻧﺸﮕاه هاى مغرب، بیان دارد.  

ﻧﮕﺎهى کوتاه به روابط ایران و مغرب :

  دو کشور مغرب و ایران با وجود دورى مسافت همواره داراى ﭘیوﺳﺘﮕﻰ هاى ﮔوناﮔون بوده اند، و امروز بین این دو کشور دوست روابط علمى و فرﻫﻨﮕﻰ و  اقتصادى و هنرى و...وجود دارد. از روابط سیاسى در دوره هاى مختلف تاریخ نباید غافل ماند، و در اینجا یادآورى این نکته لازم به نظر مى رسد و آن  اینکه کسانى که بخواهند در زمینه روابط سیاسى مغرب و ایران تحقیق کنند، و به وﻳﮋه در دوره بعد از سرﻧﮕﻮنى دون سباستیان ﭘادشاه ﭘرتغالى به دست مغربیان در نبرد بزرﮒ وادى المخازن که در نزدیکى شهر طنجه در شمال مغرب به سال 986 ﻫ رخ داد، و در ایران و منطقه خاورمیانه تأثیر بسزا باقى ﮔذاشت، از مراجعه به کتابها و نسخه هاى خطى یى که در کتابخانه هاى اﺳﭙانیا و ﭘرتغال وجود دارند، بى نیاز نیستند.

   ﭘس از استقلال کشور مغرب در سال 1956م / 1335 ش و به موازات و همزمان با برقرارى مجدد روابط سیاسى بین ایران و مغرب، روابط فرﻫﻨﮕﻰ و علمى و اقتصادى...نیز در مرحله جدیدى قرار ﮔرفت. و ما امروز به فضل ابراز علاقه طرفین شاهد بهبود و ارتقاى سطح روابط دو کشور در همه زمینه ها هستیم.

  در کشور مغرب سابقه مبحث زبان و ادبیات فارسى و ایران شناسى نسبتاً طولانى مى باشد. در حوزه ﭘزشکى، فلسفه، نجوم، حساب، نحو، حدیث، اصول، ادب، بلاغت و دﻳﮕر رشته هاى علمى و ادبى و دینى، مغرب در طى قرنهاى متمادى ﻫﻤﭽون سایر بخشهاى دنیا از علما و اندیشمندان ایرانى از جمله ابو على سینا، زکریاى رازى، ابو معشر و...بهره ها برده است.

  آثار این دانشمندان مخصوصاً کتاب قانون ابو على سینا به زبان عربى در کتابخانه هاى مغرب از خیلى دیرباز مشاهده مى شود. آثار ایرانیان که در قرآن و علوم آن نیز تبحر داشتند هماره مورد استفاده مغربى ها قرار مى ﮔرفت..این آثار و کتب از آنِ کسانى بودند که اصالةً ایرانى بودند ولى در زبان عربى و علوم مختلف مربوط به آن تبحر و تخصص ﭘیدا کردند, مانند بخارى از سمرقند، مسلم از نیشابور، ابو داود از سجستان، نسائى از خراسان، ترمذى از ترمذ، ابن ماجه از قزوین، سیبویه سرآمد نحویین از شیراز و ابو على سینا از همدان و دﻳﮕران[2].

  در کتب سیره و تذکره و اعلام، شرحِ حال بسیارى از دانشمندان ایرانى که رﻫﺴﭙار سرزمین مغرب شده بودند، آمده است، که کتابهاى ادبى و علمى خود را در آن سامان رواج دادند. از میان آنان به طلق بن خابان فارسى و ابو محمد عبد الله بن فروخ فارسى و بهلول بن راشد و عباس بن الولید که شهرتى بس زیاد حاصل کردند، و در رشد علمى و فکرى و نشر کتب ادبى و علمى فارسى سهم بسزایى داشتند. برخى از آنان شخصیتهاى ﭼند بعدى بوده اند، از میان آنها عبید الله حبحاب، والى مغرب را ذکر مى کنم که نه تنها حاکم شاخص و سرشناس بود، بلکه "دبیر بلیغ و حافظ تاریخ و اشعار و ﺟﻨﮕها و وقایع عرب و شاعر خوش طبع بوده است"[3].

  تألیف و ترجمه کتب فارسى به زبان عربى در مغرب به قرنهاى ﮔذشته باز مى ﮔردد که براى نخستین بار شیخ ابراهیم التادلى که مدتى در مشرق زمین به سر مى برد و با زبان فارسى آشنا بود، ﭼنانکه از نسخه خطى کتاب وى درباره موسیقى مغربى بر مى آید، وى فرﻫﻨﮓ فارسى تألیف کرد[4].

   تأثیر ادبیات فارسى در مغرب آن زمان را مى توان در وجود مجموعه اى از داستانها و امثال و حکایات اسطورى ایرانى که در ادبیات منطقه نفوذ کرده، خلاصه نمود. در این راستا ما با شخصیت ادبى و علمى مغربى به نام ابو عبد الله مشلونى و فرزندش اسحاق روبرو هستیم که کتاب کلیله و دمنه را از بر داشتند[5].

  در اواخر قرن هشتم هجرى نمایندﮔانى از خطه مغرب به ایران سفر کردند و در سال 725ﻫ ابن بطوطه مدتى را در سرزمین ایران ﮔذراند و ﭘس از مراجعت، مشاهدات خود را در سفرنامه اى به زبان عربى منتشر ساخته است[6].

وضعیت فعلى زبان فارسى در داﻧﺸﮕﺎه هاى مغرب :

 بى تردید ترویج فرﻫﻨﮓ ایرانى و زبان و ادبیات فارسى در مغرب به ﮔذشته نسبتاً دور مربوط مى شود. آﻧﮕاه که حاکمان و والیان و بازرﮔانان ایرانى به فعالیتهاى خود در آن خطه مى ﭘرداخته اند. وجود تألیفات تاریخى و کتب ﺟُﻨﮓ و تذکره ها و اعلام که تاریخ آن منطقه را منعکس کرده اند ﮔواه این مدعا است[7].

  ﮔسترش زبان فارسى در کشور مغرب و به شیوه هاى نوین و در ﭼارﭼوب آموزشهاى داﻧﺸﮕاهى قدیم و سیستم آموزشى جدید از بیش از ﭘنجاه سال ﭘیش آغاز شده است، و طى این دهه ها، صدها و هزارها تن از دانشجویان مغربى به فراﮔیرى زبان فارسى مشغول بوده اند که آمارى دقیق از آنان در دست نیست.

  زبان فارسى از میان زبانهاى شرقى دﻳﮕر از قبیل اردو و ترکى و عبرى که در داﻧﺸﮕاه هاى مغرب تدریس مى شوند، از اهمیت و اقبال بیشترى برخوردار است. این زبان شیرین و دلنشین و به فضل عوامل ذاتى و موضوعى توانسته است در بین زبانهاى یاد شده موقعیت خود را در مراکز آموزشى و علمى کشور مغرب تثبیت کند و ﮔوى سبقت از دﻳﮕر زبانها ﺑرباید.

  امروزه زبان فارسى در بیشتر داﻧﺸﮕاه هاى مغرب وجود دارد که اینک به معرفى آنها ﭘرداخته مى شود و وضعیت آموزش زبان و ادب فارسى بطور کوتاه توصیف مى ﮔردد.

داﻧﺸﮕﺎه محمد ﭘنجم در رباط :

 این داﻧﺸﮕاه یکى از قدیمى ترین داﻧﺸﮕاه هاى مغرب محسوب مى شود. ﭘس از تأسیس آن در رباط، و به سال 1340ش و در نتیجه ﮔسترش روابط فرﻫﻨﮕﻰ و علمى بین ایران و مغرب داﻧﺸﮕاه محمد ﭘنجم اقدام به افتتاح کرسى زبان فارسى در دانشکده ادبیات و علوم انسانى کرده است. در داﻧﺸﮕاه یاد شده کرسى دﻳﮕرى به نام ادبیات تطبیقى وجود داشته که در آن ادبیات فارسى نیز تدریس مى شد.

   مهمترین اساتیدى که مى توان آنها را ﭘایه ﮔذار زبان و ادبیات فارسى و ایران شناسى علمى در این داﻧﺸﮕاه دانست، استاد فقید محمد بن تاویت که دکتراى خود را از کشور مصر اخذ کرده. و رساله وى نیز تحت موضوع " تصحیح و تحقیق ﭼهار مقاله عروضى" بود، که به ﭼﺎﭖ رسیده است. علاوه بر این داﻧﺸﮕاه، این ادیب فرزانه در داﻧﺸﮕاه هاى شهر فاس و تطوان سابقه تدریس را  دارد.

   این داﻧﺸﮕاه از جمله قدیمیترین مراکز آموزش زبان فارسى به شمار مى رود. در حال حاضر دو استاد متصدى آموزش زبان و ادبیات فارسى در دانشکده ادبیات و علوم انسانى این داﻧﺸﮕاه هستند. اما استاد شادروان محمد بن تاویت از ﭘر سابقه ترین اساتید این داﻧﺸﮕاه محسوب مى ﮔردد.

  وضعیت زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه در ﭼارﭼوب سیستم قدیم -که الآن ﭼهارمین سال از تغییر آن مى ﮔذرد-، مثل بقیه داﻧﺸﮕاه هاى سراسر مغرب بود، یعنى دانشجویان سه رشته : زبان و ادبیات عرب، معارف اسلامى و تاریخ و تمدن در مقطع کارشناسى و در مدت دو سال به طور متوسط دو ساعت در هفته، زبان فارسى را مى آموختند. ولى در حال حاضر که سیستم آموزش عالى در مغرب تغییر ﭘیدا کرده است، سال تحصیلى قدیمى، به سال تحصیلى دو ترمى بدل شده که دانشجویان هر رشته موظف هستند تعداد تعیین شده واحدهاى درسى  طى شش ترم با موفقیت ﺑﮕذرانند تا به مدرک کارشناسى تخصصى نائل آیند. یعنى همان سیستم آموزشى رایج در ایران با کمى تغییر است.

تدریس زبان فارسى در این نظام ﭼندان تغییر نیافته است، بطوریکه الآن دانشجویان رشته هاى مطالعات عربى، مطالعات اسلامى و تاریخ و تمدن (در برخى از داﻧﺸﮕاه ها) موظف هستند واحد (دو ساعته) زبان فارسى در دو ترم از ترمهاى ﺷﺸﮕانه مقطع لیسانس ﺑﮕذرانند..

  تعداد فارسى آموزان در دو نیمسال از هر سال به سال دﻳﮕرى تغییر ﭘیدا مى کند. ولى بطور کلى از سقف 500 دانشجو در یک سال تحصیلى تجاوز نمى کند.

در سال ﮔذشته، و براى اوّلین بار در تاریخ دو کشور مغرب و ایران و با حضور آقاى سفیر جمهورى اسلامى ایران و برخى از مقامات عالى مغربى و در رأس آنان وزیر فرﻫﻨﮓ و رئیس دانشکده ادبیات و استادان زبان فارسى و دانشجویان علاقه مند، این داﻧﺸﮕاه (محمد ﭘنجم) شاهد تأسیس نخستین مرکز ایرانشناسى در مغرب بوده است، و ریاست آن به دکتر محمد اللوزى، استاد با سابقه زبان و ادبیات فارسى همین داﻧﺸﮕاه موکول شده است. این مرکز که به صدها کتاب و مرجع فارسى مجهز شده عمدتاً به تحقیق و ترجمه متون و آثار فارسى و مطالعات ایران شناخته اى مشغول است، و تا کنون آمارى از فعالیات آن در این زمینه ها در دست نیست.

  در این داﻧﺸﮕاه دو استاد مشغول به تدریس زبان و ادب فارسى هستند : دکتر محمد اللوزى، یکى از با سابقه ترین استاد زبان فارسى در مغرب است، سالهاى دراز از عمر خود را صرف تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسى و معارف اسلامى و فرﻫﻨﮓ ایرانى در داﻧﺸﮕاه تهران نمود، وى به درجه دکتراى زبان شناسى تطبیقى نائل آمده است. او با روشهاى نسل قدیم (قبل از انقلاب اسلامى) و روشهاى نسل جدید آشنایى کامل دارد. او از سال 1984م تدریس زبان و ادبیات فارسى را در این داﻧﺸﮕاه محمد ﭘنجم رباط آغاز کرده است، و فارغ التحصیلان زیادى بر دست این استاد برجسته تلمذ کردند. او مى دانست که آموزش زبان فارسى و یادﮔیرى آن لازمه شناخت تاریخ و فرﻫﻨﮓ ایرانى، لذا با زبان فارسى ﭘیوندى ناﮔسستنى دارد. و بنده مى توان ادعا کنم که استاد اللوزى با علم به مسائل فرﻫﻨﮕﻰ و مشترکات آن میان مغربى ها و ایرانیان بناى ایران شناسى و آموزش زبان فارسى را در داﻧﺸﮕاه خود و به تبع آن در سراسر مغرب محکم نهاد، و وى تا امروز هنوز عمر خود را صرف تدریس و تحقیق در ادبیات فارسى مى نماید، و میراث ارزنده اى از خود به یادﮔار مى نهد، که اﮔر فرصت ﭘیش آمد به ﮔوشه اى از آن در ضمن مقاله اى تحت عنوان " معرفى آثار استادان مغربى در زمینه زبان و ادبیات فارسى خواهم ﭘرداخت.

ﭘس از استاد اللوزى، شاﮔردش خانم دکتر فدوى الشکرى، دوّمین استاد زبان و ادبیات فارسى در این داﻧﺸﮕاه قلمداد مى شود. وى تحصیلات عالى خود را در ﮔروه زبان و ادبیات فارسى داﻧﺸﮕاه تهران در دو مقطع کارشناسى ارشد و دکترا به سال 2004م به اتمام رساند. و از دو سه سال ﭘیش عهده دار تدریس زبان فارسى در داﻧﺸﮕاه محمد ﭘنجم شده است.

داﻧﺸﮕﺎه سیدی محمد بن عبد الله در شهر فاس :

شهر فاس ﭘیوسته به عنوان ﭘایتخت علمى کشور شناخته مى شده است، از زمان تأسیس آن توسط امام ادریس اوّل در قرن دوّم هجرى، همواره مرکز اشاعه علم و فرﻫﻨﮓ و تمدن بوده است. در اصل هم این شهر براى ایفاى همین نقش بنا شده بود. در این شهر بزرﮔترین مسجد و داﻧﺸﮕاه جهان اسلام بنا شده است، داﻧﺸﮕاه آن که به نام قرویین معروف است، ﭘیوسته خاﺳﺘﮕﺎه و مرکز جذب دانشمندان بزرﮒ جهان اسلام بوده است, از شاخصه ترین ﭼهره هاى علمى که در این داﻧﺸﮕاه کسب علم نمودند : ابن عربى، ابن بطوطه، ابن خلدون و المقرى را مى توان نام برد.

  هنوز این شهر تا به حال داراى همان وﻳﮋﮔﻰ است، و ﭼنین شهر باید با زبان و ادبیات فارسى انسى و آشنایى داشته باشد. لذا ما امروز در این شهر تاریخى شاهد ارتقاى جاﻳﮕﺎه زبان فارسى در یکى از مشهورترین داﻧﺸﮕاه هاى مغرب هستیم، و آن داﻧﺸﮕاه سیدى محمد بن عبد الله است.

  این داﻧﺸﮕاه بزرگ داراى دو دانشکده ادبیات و علوم انسانى مى باشد، یکى به نام دانشکده ادبیات ظهر المهراز معروف است، و دﻳﮕرى دانشکده ادبیات فاس سایس نام دارد، که هر دو خوشبختانه از وجود استاد زبان فارسى برخوردارند. و لى زبان فارسى در دانشکده ظهر المهراز مقایسه با دﻳﮕر دانشکده، ﭘیشینه دیرینه تر دارد.

  سابقه تدریس زبان فارسى در دانشکده ظهر المهراز به دهه شصت قرن میلادى ﮔذشته باز مى ﮔردد. استاد فقید مغربى عبد اللطیف السعدانى طى آن سالها و تا حدود سال 1984م، تاریخ وفات اوست، کار تدریس زبان و ادبیات فارسى و همه علوم و فنون وابسته به آن را بر عهده داشت. این دانشمند آموزشهاى عالى خود را در داﻧﺸﮕاه تهران ﮔذرانیده است، و به سال 1342 ش از رساله دکتراى خود با موفقیت تمام دفاع کرد، عنوان رساله این ادیب مغربى "شمس مغربى : احوال و آثار و افکار او" بود. ﭘس از درﮔذشت او همسر ایرانى وى، خانم مهوش اسدى خمامى تدریس زبان و ادبیات فارسى را در همین دانشکده ادامه داد. و با توجه به توانى ها و مهارتهایى که داشت، توانسته است طى سالهاى متمادى تعداد انبوهى از فارسى آموزان مغربى را شیفته زبان و ادب فارسى سازد. او به نوبه خود خدمات ارزنده اى به این زبان تقدیم کرده است، و از خود آثارى متعددى مربوط به مباحث زبان فارسى به یادﮔار ﮔذاشته است. لازم به ذکر است که او مدرک کارشناسى ارشد خود را از داﻧﺸﮕاه سیدی محمد بن عبد الله اخذ کرده است، و هم اکنون مشغول تدوین رساله دکتراى خود در داﻧﺸﮕاه استراسبورک فرانسه است. خانم مهوش اسدى ﭼند سال ﭘیش باز نشسته است، و جاى خود را در آموزش زبان فارسى به یک استاد مغربى واﮔذاشته است.

  دکتر رشید العرجیوى که جاﻳﮕزین خانم مهوش اسدى شده است، خود آموخته داﻧﺸﮕاه تهران بوده، و در رشته زبان و ادبیات فارسى تخصص داشته است. او هم با اشتیاق فراوان کوشش هاى قابل توجهى را براى تقویت و استمرار موقعیت زبان فارسى در این دانشکده بذل نموده است.

در سال جارى بیش از 400 دانشجو در کلاس زبان فارسى در این دانشکده شرکت کردند.

  اما در دانشکده فاس سایس دکتر فؤاد ساعه در حال حاضر زبان فارسى را آموزش مى دهد. وى در داﻧﺸﮕاه هاى فرانسه به ادامه تحصیل ﭘرداخت، و آنجا با زبان فارسى آشنا شده، و در علوم آن تخصص یافته است. او از بیش از ده سال تا کنون در این دانشکده (فاس سایس) به تدریس زبان و ادبیات فارسى مشغول است. و علاوه بر فارسى با زبانهاى فرانسه و آمازیغى هم به خوبى آشنا است.

داﻧﺸﮕﺎه عبد المالک السعدی در شهر تطوان :

تدریس زبان فارسى در این  داﻧﺸﮕاه همانند بقیه داﻧﺸﮕاه هاى مغرب در دو ﮔروه مطالعات عربى و مطالعات اسلامى انجام مى ﮔیرد، که دانشجویان آن، واحد زبان فارسى را در دو ترم مى خوانند. آنطور که از سابقه تأسیس دانشکده ادبیات و علوم انسانى بر مى آید ﭘﺎنزده سال است که زبان فارسى به عنوان زبان شرقى به دانشجویان ﮔروه هاى یاد شده تدریس مى شود. و تعداد دانشجویان فارسى آموزان با توجه به علاقه شدید و استقبال روز افزون همیشه در افزایش است. خدمات ارزنده استاد ارجمند دکتر مصطفى مکتونى در این روند خیلى مؤثر بوده است. او که فوق لیسانس زبان وادبیات فارسى را از داﻧﺸﮕاه اسکندریه مصر و دکتراى زبان و ادبیات فارسى را از  داﻧﺸﮕاه عبد المالک السعدى تطوان ﮔرفته است. از سال 1993م تدریس این زبان و ادبیات غنى اش را در این داﻧﺸﮕاه به عهده ﮔرفت. و هنوز با همان همّت و شوق به فعالیتهاى خود ادامه مى دهد.

فارغ التحصیلان زیادى بر دست این استاد ﮔرانقدر تلمذ کرده اند که عده اى از آنان امروزه استاد معتبر زبان فارسى در مغرب قلمداد مى شوند، این کمینه از زمره آنها محسوب است.

 داﻧﺸﮕﺎه شعیب الدکالی در شهر الجدیده :

تاریخ آموزش زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه ﭼندان دور نیست، و به سال 1995م باز مى ﮔردد. و سه استاد بر تدریس زبان فارسى در دانشکده ادبیات این داﻧﺸﮕاه متعاقب کردند : استاد عبد الواحد بوشداق، استاد حسن المازونى و اخیراً اینجانب دکتر أحمد موسى از سال 2004م عهده دار تدریس زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه شدم.  

اینجانب استاد داﻧﺸﮕاه، نویسنده، ﭘﮊوﻫﺸﮕر و مترجم هستم. متولد شهر تطوان به سال 1973م. ﭘس از اتمام دوره دبیرستانى در شهر خود، مدرک کارشناسى زبان و ادبیات عرب و معارف اسلامى را از داﻧﺸﮕاه عبد المالک السعدى تطوان ﭘس از ارائه ﭘایان نامه " تصحیح و تحقیق نسخه خطى : الأزهار الطیبة النشر فی العلوم العشر" به سال 1996م دریافت نمودم. در دوران داﻧﺸﮕاهى با زبان و ادبیات فارسى آشنایى نسبى ﭘیدا کردم، و با توجه به اینکه این زبان را به عنوان زبان شرقى در دو سال آخر مقطع لیسانس انتخاب کردم، به آن سخت عشق ورزیدم و صداى دلنشین آن به دلم نشست، و هنوز ایران ندیده بودم عشق آن کهن مرز و بوم و زبان و ادبیات فارسى سراسر وجودم را فراﮔرفته بود، و همان موقع مطالعات خود ﭘیرامون تاریخ و تمدن و ادب فارسى آغاز ﮔردیده است..ﭘس از اخذ مدرک لیسانس تصمیم بنده به ادامه تحصیل در مقاطع بالا در رشته زبان و ادبیات فارسى نهایى شد. در سال 1997م مشغول تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسى در داﻧﺸﮕاه تهران ﮔردیدم. مدرک کارشناسى ارشد را به سال 1999م دریافت نمودم و در سال 2002م به دکتراى زبان و ادبیات فارسى از داﻧﺸﮕاه تهران نایل شدم. موضوع ﭘایان نامه دکترى : "شاعران فارسى ﮔوى عربى سرا، بررسى و نقد اشعار آنان" به راهنماى جناب آقاى دکتر سید محمود امیر انوار بود.

  از سال 2000 تا 2002م در دار الترجمه "ﭘرﭼم" به عنوان مترجم از عربى به فارسى و بالعکس مشغول همکارى بودم. ﭘس از دریافت مدرک دکترا و ﮔذرانیدن کنکور به عضویت هیئت تدریس داﻧﺸﮕاه شعیب الدکالى در شهر الجدیده (2004م) در آمدم، و استاد زبان و ادبیات فارسى در دانشکده ادبیات و علوم انسانى همان داﻧﺸﮕاه شدم.

  در سال 2005م کارﮔاه مطالعات شرق شناسى در دانشکده متبوع تأسیس کردم، و در سال 2006م به عضویت ﮔروه مطالعات عرفانى و تصوف اسلامى درآمدم، و در این راستا فعالیاتهایى بر ﭘا کردیم، از آن جمله سه همایش بین المللى "عرفان و تصوف اسلامى" بود.

تا به حال ﭼندین مقاله ﭘیوند با زبان و ادبیات فارسى و مطالعات ایرانى به دو زبان فارسى و عربى در نشریات مختلف به ﭼاب رساندم. و از همه مهم تر اینکه به موضوع ﭘیوندهاى دو کشور مغرب و ایران در همه سطوح علاقه خاصى دارم. که در مقاله "معرفى آثار استادان مغربى..." به معرفى آن ﭘرداخت خواهد شد.

تعداد دانشجویان که زبان و ادبیات فارسى را در دانشکده ما مى آموزند نسبتاً خوب است.  با ارتباط به این نکته مى توانم جزم کنم که  از سالى که کار خود را در این داﻧﺸﮕاه آغاز کردم تا کنون بیش از هزار دانشجو نزد بنده شاﮔردى کردند، که از میان آنان تعداد قابل توجه است ﭘایان نامه کارشناسى خود را  درباره مباحث زبان و ادبیات فارسى و ادبیات تطبیقى (عربى-فارسى) و ترجمه آثار فارسى به زبان عربى...با اینجانب ﮔذرانیده اند، و اینک به مهمترین موضوعات مورد بحث و تحقیق در رسایل آنها به شکل فهرستوار اشاره مى کنم :

  • سهم ایرانیان در رونق فرﻫﻨﮓ و تمدن اسلامى.
  • زبان فارسى در قرآن مجید.
  • زبان فارسى در شعر عرب : در این راستا دانشجویان اکثر دواوین شعر عربى اعم از جاهلى و اسلامى و عباسى را بررسى و میزان تأثیر و نفوذ زبان فارسى و فرﻫﻨﮓ ایرانى در آنها بیان کردند که به عنوان نمونه به دواوین شعراى زیر اشاره مى شود :

البحتری – الشریف الرضی – طرفة بن العبد – عنترة بن شداد – أبو تمام – الأخطل – ابن الرومی – حسان بن ثابت – بشار بن برد ...

  • اثر زبان فارسى در ادبیات عرب.
  • تأثیر متقابل بین زبان و ادبیات فارسى و زبان و ادبیات عرب.
  • مقایسه بین ساخت فعل و زمان آن در عربى و فارسى.
  • اثر ترجمه از فارسى در اغناى ادبیات عرب.
  • ﭘیدایش و تطور زبان فارسى.
  • ترجمه آثار زبان و ادبیات فارسى به زبان عربى : در این موضوع دانشجویان آثارى مهمى را از فارسى به عربى ترجمه کردند، به عنوان نمونه کتب زیرا را ذکر مى کنم :

کتاب "دستور زبان فارسى" از دکتر حسن ﮔیوى و حسن انورى / کتاب "آشنایى با عروض و قافیه" از دکتر سیروس شمیسا / کتاب "تاریخ مختصر زبان فارسى" از دکتر محسن ابو القاسمى / کتاب "تاریخ ادبیات در ایران" از دکتر ذبیح الله صفا / داستان "هسته هاى آابالو" از زویا ﭘیرزاد...

داﻧﺸﮕﺎه القاضی عیاض در شهر مراکش :

این داﻧﺸﮕاه یکى از مهم ترین داﻧﺸﮕاه هاى مغرب به حساب مى آید، و همانند دﻳﮕر مراکز آموزش عالى که ذکرى از آنها رفته است، زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه دایر است. وضعیت آن همانند بقیه داﻧﺸﮕاه ها مى باشد، یعنى به دانشجویان رشته هاى زبان و ادبیات عرب و معارف اسلامى در دو نیمسالى مقطع لیسانس آموزش داده مى شود.

  دکتر حسن المازونى استاد سابق داﻧﺸﮕاه هاى المولى إسماعیل در مکناس و شعیب الدکالى در الجدیده، در حال حاضر عهده دار تدریس زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه مى باشد. ایشان ﭼند سال ﭘیش دکتراى دولتى را ﭘس از دفاع از رساله خود که تحت عنوان تأثیر ﻓﺮﻫﻨﮓ ایرانى بر ﻓﺮﻫﻨﮓ عربى در سه قرن هجرى اول تدوین کرده، در این داﻧﺸﮕاه دریافت نموده است. تحصیلات عالى این استاد هم در کشور فرانسه انجام ﭘذیرفته است.

داﻧﺸﮕﺎه المولى إسماعیل در شهر مکناس :

زبان فارسى در این داﻧﺸﮕاه از حدود دو دهه ﮔذشته تدریس مى ﮔﺮدد. استاد عبد الواحد بوشداق مقطع فوق لیسانس خود را در داﻧﺸﮕاه اسکندریه مصر ﮔذرانده، و ﭘس از فارغ التحصیل شدن به تدریس زبان فارسى در دو داﻧﺸﮕاه مغربى ﭘرداخته است، ابتدا به عضویت هیئت تدریس داﻧﺸﮕاه شعیب الدکالى الجدیده در آمده بود، ﺳﭙس به این داﻧﺸﮕاه یعنى المولى إسماعیل مکناس منتقل شده، که هم اکنون مشغول فعالیت در آن مى باشد.

داﻧﺸﮕﺎه الحسن الثانی در شهر المحمدیة :

آموزش زبان فارسى و اعطاى دروس در رشته ادبیات و تاریخ تمدن و عرفان ایرانى به تازﮔﻰ در این داﻧﺸﮕاه به همّت خانم دکتر وداد الزیموسی آغاز ﮔردیده است. این استاد ﮔرانقدر در حدود سه سال ﭘیش است که به دکتراى زبان و ادبیات فارسى از داﻧﺸﮕاه تهران نائل آمده است. وى که در مباحث ﮔوناﮔونى ادبیات فارسى و فرﻫﻨﮓ ایرانى تحقیق و از خود مقالاتى در نشریات فارسى زبان منتشر کرده است. اهتمام شدیدى نیز به ترجمه داشته است، و در این زمینه تجربه خوبى کسب نموده است. وى با وجود مشکلات و سختى هاى زیاد ﻫﻤﭽنان کار خود را در دانشکده ادبیات و علوم انسانى شهر المحمدیة با علاقه شدید و ﺷﻴﻔﺘﮕﻰ بى نظیر نسبت به زبان و ادبیات فارسى ادامه مى دهد.

 

منابع مورد استفاده در این مقاله :

منابع عربى :

  • الرقیق القیروانى، تاریخ افریقیة و المغرب [تاریخ تونس و مغرب].
  • دکتر عبد التازی، العلاقات المغربیة الإیرانیة عبر التاریخ [روابط مغرب و ایران در رﻫﮕذر تاریخ].
  • ابراهیم التادلى، أغانی السیقا [سروده هاى سیقا]، نسخه خطى در کتابخانه مرکزى رباط.
  • محمد اسماعیل، الخوارج فی بلاد المغرب [خوارج در سرزمین مغرب]،
  • دکتر مصطفى مکتونى، تأثیر قرآن در دیوان خواجه حافظ شیرازى.
  • ابن بطوطه، تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار [سفرنامه ابن بطوطه].

    منابع فارسى :

    مقالات ﻧﮕارنده :

  • ذو اللسانین هاى ایرانى و آثار آنان در فکر و ادب عربى : مجله "نامه ﭘارسى" سال ﭘنجم،شماره سوّم،ﭘاییز 1379 ش/ 2000 م.
  • ﭘﻴوندهاى تاریخى و فرﻫﻧﮔﻰ ایران و مغرب : مجله "نامه ﭘارسى" سال ﭘنجم،شماره ﭼهارم،زمستان 1379 ش/ 2000 م.
  • نقش ایرانیان در ﭘیشبرد و ﮔسترش زبان و ادبیات فارسى در سرزمین هاى غرب اسلام : مجله "نامه ﭘارسى" سال هشتم،شماره سوّم،ﭘاییز 1382 ش/ 2003 م.

 

 



[1]  استاد زبان و ادبیات فارسى در داﻧﺸﮕﺎه شعیب الدکالى در شهر الجدیده مغرب، و عضو هیأت علمى همان داﻧﺸﮕﺎه و محقق در ایران شناسى.

[2]  براى مزید اطلاع درباره این موضوع به مقاله "ذو اللسانین هاى ایرانى و آثار آنان در فکر و ادب عربى" از دکتر أحمد موسى، مجله نامه ﭘارسى، سال ﭘنجم، شماره سوّم، ص 30 مراجعه کنید.

[3]  الرقیق القیروانى، تاریخ افریقیة و المغرب [تاریخ تونس و مغرب]، ص 107.

[4]  ابراهیم التادلى، أغانی السیقا [سروده هاى سیقا]، نسخه خطى در کتابخانه مرکزى رباط. نیز : دکتر عبد الهادی التازی، دور الطرق الصوفیة فی المحافطة على التراث الموسیقی[نقش طرق صوفیه در ﻧﮕهدارى میراث موسقیى]، به نقل از : دکتر التازی، العلاقات المغربیة الإیرانیة عبر التاریخ [روابط مغرب و ایران در رﻫﮕذر تاریخ]، ص 17.

[5]  محمد اسماعیل، الخوارج فی بلاد المغرب [خوارج در سرزمین مغرب]، ص 119.

[6]  براى مزید اطلاع درباره اعلام مغرب که به ایران سفر کردند، ر ک به : دکتر مصطفى مکتونى، تأثیر قرآن در دیوان خواجه حافظ شیرازى، ص 11.

[7]  براى اطلاعات بیشتر ﭘیرامون این موضوع، ر ک به : دکتر أحمد موسى، نقش حضور تمدنى و تاریخى ایرانیان در ﭘیشبرد و ﮔسترش زبان فارسى و فرﻫﻨﮓ ایرانى در سرزمینهاى غرب جهان اسلام.و نیز : مقاله "نقش ایرانیان در ﭘیش برد و ﮔسترش فارسى در غرب جهان اسلام"، مجله نامه ﭘارسى، سال هشتم، شماره سوم، ﭘاییز 1382 ش، ص 111.








Powered by WebGozar

<

دریافت کد آمارگیر سایت